من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نمی لرزید
هر کسی جای خدا بود شاهد این روزگار و این زمین زار
دست کم معجزه ای می کرد برای بچه های بی کس و بیمار
اگه کفر کلام من یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر
صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن
به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن
اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا ثریا
دست معمار خدا بود خشت اول من و ما
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد
خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد
ترانه سرا : زویا زاکاریان
هر کسی جای خدا بود شاهد این روزگار و این زمین زار
دست کم معجزه ای می کرد برای بچه های بی کس و بیمار
اگه کفر کلام من یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر
صدای زنگ بی رحمی سر هر کوچه و برزن
به گریه میرسه از درد دل سنگ و دل آهن
اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا ثریا
دست معمار خدا بود خشت اول من و ما
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد
خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد
ترانه سرا : زویا زاکاریان

No comments:
Post a Comment